دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۶
ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

حوزه/ در شرایط کنونی، جنگ نرم دشمنان علیه جوامع اسلامی شدت گرفته است. امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه خود به این موضوع پرداخته و راهکارهای ارزشمندی برای مقابله ارائه کرده‌اند. در این مصاحبه، به بررسی این راهکارها می‌پردازیم.

به گزارش خبرگزاری حوزه، جنگ نرم دشمنان، یکی از مهم‌ترین چالش‌های جوامع اسلامی است. در این جنگ، دشمنان با استفاده از ابزارهای مختلف، سعی در تغییر باورها و ارزش‌های دینی و فرهنگی جامعه دارند. امیرالمومنین (ع)، به عنوان یکی از بزرگترین رهبران اسلامی، در نهج البلاغه خود به این موضوع پرداخته و توصیه‌های بسیار ارزشمندی برای مقابله با جنگ نرم دشمنان ارائه کرده‌اند.

در این مصاحبه، به بررسی توصیه‌های امیرالمومنین (ع) برای مقابله با جنگ نرم دشمنان می‌پردازیم و به این سوال پاسخ می‌دهیم که چگونه می‌توان با استفاده از این توصیه‌ها، در برابر جنگ نرم دشمنان مصون بمانیم. در خدمت حجت‌الاسلام سید مهدی عبادی کارشناس نهج‌البلاغه هستیم تا پاسخ ایشان را بشنویم. در ادامه متن این گفت‌وگو را با مخاطبین فرهیخته به اشتراک می‌گذاریم.

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

*دشمن در جنگ نرم به دنبال چیست؟

دشمن در جنگ نرم عمدتاً به دنبال ایجاد آشفتگی فکری، اخلاقی و اعتقادی در میان مردم است. هدف اصلی دشمن تغییر باطنی جامعه است؛ یعنی تسخیر قلوب و اذهان مردم با دگرگون کردن باورها، ارزش‌ها و رفتارهای جامعه نسبت به امام جامعه، ولی جامعه و رهبر جامعه. دشمن تلاش می‌کند اساس حکومت را بی‌اثر کند و مشروعیت فرد ولی و حکومت ولی را زیر سوال ببرد.

دشمن همچنین تلاش می‌کند در صورت روی کار آمدن ولی، او را ناکارآمد جلوه دهد. این مهم‌ترین هدف دشمن است که برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.

برای رسیدن به این هدف، دشمن باید ایمان و اعتقادات مردم را تضعیف کند، تفرقه و اختلاف را در صفوف مسلمانان ایجاد کند، عزم و اراده مردم را سست کند و افکار عمومی را از هدف اصلی منحرف کند.

راهبردهای دشمن برای رسیدن به این اهداف، شامل تضعیف دین و اعتقادات مردم، ایجاد تفرقه و اختلاف، و منحرف کردن افکار عمومی است. در این راستا، می‌توان به برخی از راهبردهای دشمن از منظر نهج البلاغه اشاره کرد که هدفشان تضعیف بنیان‌های اعتقادی و اخلاقی جامعه است.

*اصلی ترین راهکار های امام علی علیه‌السلام در مقابله با جنگ نرم دشمنان چیست؟

در رابطه با استراتژی دشمن برای پیاده کردن هدفشان، دو راهبرد اصلی را دنبال می‌کنند:

۱. بی‌اثر کردن مرجعیت رهبری حق: دشمن تلاش می‌کند تا مرجعیت امیرالمومنین و رهبری حق را بی‌اثر کند.

۲. تخریب شخصیت امیرالمومنین: دشمن سعی دارد تا شخصیت امیرالمومنین را تخریب کند.

امیرالمومنین در نهج البلاغه به این موضوعات اشاره کرده‌اند. به عنوان مثال:

* در خطبه شانزدهم، حضرت می‌فرمایند: «وَ اللهِ مَا کَتَمْتُ وَشْمَةً، وَ لَا کَذَبْتُ کِذْبَةً،»

به خدا قسم، هیچگاه کلمه‌ای از حق را پنهان نکرده‌ام و هیچگاه دروغ نگفتم.

* در خطبه هفتاد و یکم، خطاب به کوفیان می‌فرمایند: «لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّکُمْ تَقُولُونَ: عَلِیٌّ یَکْذِبُ، قَاتَلَکُمُ اللهُ تَعَالَی! فَعَلَی مَنْ أَکْذِبُ؟ أَعَلَی اللهِ؟»

سپس حضرت می‌فرمایند: به چه کسی دروغ روا داشتم؟ آیا به خدا دروغ روا داشتم، در حالی که من اولین نفر بودم که به خدا ایمان آوردم؟ آیا به پیامبر دروغ بستم، در حالی که اولین کسی بودم که پیغمبر را تصدیق کردم»

این فرمایشات نشان‌دهنده صداقت و حق‌گویی امیرالمومنین است و تلاش دشمن برای تخریب شخصیت ایشان را ناکام می‌گذارد.

متاسفانه، شخصیت امیرالمومنین (ع) توسط برخی افراد تخریب شده است. در خطبه صد و بیست و یکم نهج البلاغه، پس از پذیرش حکمیت، یکی از افراد به محضر حضرت آمد و عرض کرد که آقا شما از یک طرف نهی می کنید از پذیرش حکمیت، و از طرف دیگر پذیرفته و داور تعیین کرده اید. کدام یک از این دو کار درست است؟ ما نمی دانیم کدام یک درست است.

حضرت امیرالمومنین (ع) از روی تاسف و حسرت دست به پشت دست دیگرشان زدند و فرمودند: «هَذَا جَزَاءُ مَنْ تَرَکَ الْعُقْدَةَ، أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّی حِینَ أَمَرْتُکُمْ [بِمَا أَمَرْتُکُمْ]»

این سزای کسی است که بیعت با امام خود را ترک کند.

در خطبه پنجاه و هشتم نهج البلاغه، امیرالمومنین (ع) به خوارج اشاره می کنند که در جامعه ایشان را به کفر متهم می کردند. حضرت در سال سی و هشت، پس از ماجرای حکمیت و شنیدن شایعات فراوانی در رابطه با خودشان و حکومتشان در نکوهش خوارج، فرمودند: «سنگ حوادث و بلا بر شما ببارد چنان که اثری از شما باقی نگذارد. آیا پس از ایمانم به خدا و جهاد کردنم در رکاب رسول خدا به کفر خویش گواهی دهم؟»

یعنی این ها رسما امیرالمومنین (ع) را در جامعه به خاطر حوادثی که بعد از فتنه صفین و حکمیت به وجود آمده بود، متهم به کفر بودن می کردند. و بعد هم به خاطر اینکه حضرت را کافر می دانستند، شروع به کشتن مردم کردند.

حضرت امیرالمومنین (ع) در یک جای دیگر نهج البلاغه فرمودند: «اگر من را کافر می دانید، چرا دارید بقیه را می کشید؟»

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

همچنین در خطبه یکصد و چهل و ششم و یکصد و سی و چهارم نهج البلاغه، امیرالمومنین (ع) وقتی عمر از ایشان مشورت خواست که به جنگ ایرانی ها و رومی ها برود، مشورت خواست از حضرت خواست که آیا خود من هم رسما در جنگ حاضر بشوم یا نشوم.

پاسخ امیرالمومنین به عمر این بود که حضرت فرمودند: «تو مثل نخ تسبیح می مانی که اگر نخ تسبیح پاره بشود، امت از هم گسسته می شوند. نمی خواهد بروی».

همین مطلب را در خطبه یکصد و سی و چهارم نیز به عمر فرمودند.

اما آیا همین شیوه در رابطه با امیرالمومنین در زمان حکومت حضرت انجام گرفت؟ یا خیر؟

بعد از جنگ صفین و نهروان، یعنی امیرالمومنین جنگ جمل را پشت سر گذاشته، جنگ صفین را پشت سر گذاشته، از دل جنگ صفین این جنگ نهروان به وجود آمده است.

بعد از همه این حوادث در سال سی و هشت، حضرت مردم را به قیام علیه معاویه فراخواند، ولی مردم جواب ندادند. حضرت فرمود: «شما را چه شد؟ که پاسخ نمی‌دهی»؟

گروه گفتند: «یا امیرالمومنین، اگه تو حرکت کنی به سمت دشمن بری، ما با تو حرکت می کنیم.»

ولی در زمان امیرالمومنین، متاسفانه به اندازه ای امیرالمومنین برای این مردم مرجعیت نداشت که حرفش را خریدار باشند. مردم گفتند: «تو برو، ما پشت سرت می آییم».

پاسخ حضرت این است: در خطبه یکصد و نوزده، امیرالمومنین فرمودند: «شما را چه می شود؟ هرگز راه رستگاری نپویید و به راه عدالت هدایت نگردید. آیا در چنین شرایطی سزاوار است از شهر خارج شوم؟»

حضرت با این فرمایش، ناراحتی و اندوه خود را از عدم همراهی مردم با ایشان ابراز می کنند.

«آیا یک مرد دلاوری از شما باید برود که مورد تایید من باشد، میان دار جنگ باشد و فرماندهی کند؟ جنگ را برای من سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیت المال و جمع آوری خراج و قضاوات بین مسلمانان و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را رها سازم، آنگاه با دسته ای بیرون روم.»

حکومت کلی کار دارد، من نمی توانم تمام این امور را تعطیل کنم، بعد بیایم به یک امر که جنگیدن با معاویه است، بپردازم.

مولا همان جمله ای که خطاب به عمر فرموده بود، اینجا بیان می کند: «من چنان محور سنگ آسیا باید بر جای خود استوار بمانم تا همه امور کشور پیرامون من به وسیله من به گردش درآید».

در پایان این خطبه حضرت می فرمود:

نکاتی که حضرت در رابطه با قوم خودش بیان می کند، می فرماید: شما طعنه زن، عیب جو، روی گردان از حق، پرمکر و حیله اید. مادام که افکار شما پراکنده است، فراوانی تعداد شما ندارد. من شما را به راه روشنی بردم، به جز هلاک خواهان، هلاک نگردند.

ولی متاسفانه این مردم نه تنها امیرالمومنین را به عنوان مرجعیت قبول ندارند، بلکه طعنه زنند، عیب جواند، روی گردانند از ایشان، مکر و حیله به کار می برند. تعداد افرادی که دور ایشان هستند زیاد است، اما گوش به فرمان های ایشان کم است.این مشکل امیرالمومنین بود.

باز در رابطه با تخریب شخصیت امیرالمومنین، در خطبه هشتاد و چهارم از نهج البلاغه آمده است و این خطبه پس از جنگ صفین در سال سی و هشت در شهر کوفه، در شناساندن عمروعاص و رد شایعات بیهوده او است.

چطور دشمن شخصیت امیرالمومنین را ترور می کند و بعضا هم جامعه اسلامی به راحتی می پذیرد؟

در خطبه هشتاد و چهارم می فرمایند: عَجَباً لاِبْنِ النَّابِغَةِ! یَزْعُمُ لاَِهْلِ الشَّامِ أَنَّ فِیَّ دُعَابَةً، وَ أَنِّی امْرُؤٌ تِلْعَابَةٌ، أُعَافِسُ وَ أُمَارِسُ! لَقَدْ قَالَ بَاطِلا وَ نَطَقَ آثِماً

«میان مردم شام گفت که من اهل شوخی و خوشگذرانی بوده و عمر بیهوده می گذرانند. حرفی از روی باطل گفت و گناه در میان شامیان انتشار داد. مردم آگاه باشید، بدترین گفتار دروغ است. او سخن می گوید پس دروغ می بندد.» (منظور عمر و عاص است)

شخصیت امیرالمومنین را متاسفانه اینطور تخریب می کنند و نتیجه این تخریب شخصیت این می شود که مردم دیگر گوش به فرمان امیرالمومنین نمی دهند.

لذا در خطبه هفتادم، در سحرگاه چهلم، وقتی امیرالمومنین در سحر چهل نوزدهم رمضان، وقتی ضربت خوردند، حضرت می فرمایند: «همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود. رسول خدا را دیدم. پس گفتم: ای رسول خدا، از امت تو چه تلخی ها دیدم و از لجبازی و دشمنی آنها چه کشیدم.»

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

لجبازی ها با امیرالمومنین کردند، لذا در خطبه نود و هفتم، امیرالمومنین می فرمایند:

صاحب شما که من امیرالمومنین باشم، (منظور از صاحب اینجا مصاحبه کسی که مصاحب و رهبر شماست). شما را به خدا رهبر شما از خدا اطاعت می کند. شما رو رهبر شما از خدا اطاعت می کند. شما با او مخالفت می کنید، اما در مقابل معاویه خدا را مخالفت می کند، ولی مردم شام از او اطاعت می کنند.

امیرالمومنین می فرمایند: «دوست دارم ده تا از شما مردم را بدهم، یکی از یاران معاویه را بگیرم، چون آنها در باطلشان ثبات قدم دارند، اما شما در حقتون ثبات قدم ندارید».

یا ببینید باز این مرجعیت فکری حضرت را وقتی می زنند و تخریب می کنند، وصیت امیرالمومنین در خطبه بیست و هفتم نهج البلاغه، حضرت می فرمایند: «کسی که فرمانش را اجرا نکنند، رای نخواهد داشت

در خطبه سی و پنجم از نهج البلاغه، مولا علی پس از آگاهی از ماجرای حکمیت و نیرنگ عمروعاص و ابوموسی، فرمودند: «من قبلاً نظر و دستورالعمل خود را درباره حکمیت به شما گفتم و تاکید کردم که آن را نمی‌پذیرم، ولی شما تحمیل کردید و مرا وادار به پذیرش کردید».

شما همانند مخالفانی ستمکار و پیمان شکنانی نافرمان، از پذیرش آن سر باز زدید، تا آنجا که نصیحت کننده در پند دادن به تردید افتاد و از پند دادن خودداری کرد.داستان من و شما چنان است.

بنابراین می بینید راهبرد دشمن این بود که شخصیت امیرالمومنین را تخریب کند و مرجعیت علمی و فکری امیرالمومنین را از بین ببرد، که مردم دیگر گوش به فرمانش نباشند.

دشمن چه تاکتیک‌هایی را به کار می‌برد تا بتواند آن استراتژی یا راهبرد کلانش را اجرایی کند؟

*هواپرستی

بر اساس خطبه پنجاهم نهج البلاغه، امیرالمومنین (ع) دو تاکتیک اساسی و کلیدی دشمن را چنین بیان می‌کنند: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّهِ»

شروع و آغاز فتنه‌ها دو تا چیز است: «هوا پرستی و بدعت گذاری».

حالا اگر بخواهیم توضیح دهیم که هوا پرستی چیست، می‌توان گفت که هوا پرستی به معنای تحریک خواسته‌های نفسانی و بزرگنمایی آنهاست. نمونه‌هایی از این خواسته‌ها عبارتند از:

شهرت طلبی

مصرف گرایی افراطی

لذت جویی

و امثالهم. این عوامل سبب می‌شوند که انسان به خود مشغول شود و از اهداف و آرمان‌های الهی غافل گردد.

زمانی که این اتفاق برای یک جامعه رخ دهد، قاعدتاً آن جامعه به سمت آرمان‌ها و اهداف الهی حرکت نخواهد کرد و در مسیر انحراف قرار خواهد گرفت.

در خطبه بیست و هفتم نهج البلاغه، امیرالمومنین (ع) به نکته جالبی اشاره می‌کنند. ایشان می‌فرمایند که وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن را می‌دهم، می‌گویید هوا گرم است و درخواست مهلت می‌کنید تا گرما بگذرد. و در زمستان که فرمان جنگ می‌دهم، می‌گویید هوا خیلی سرد است و درخواست می‌کنید که سرما بگذرد.

همه این بهانه‌ها برای فرار از جنگ است. سرما و گرما بودن، بهانه‌هایی هستند برای فرار از شمشیر دشمن. وقتی شما از گرما و سرما فرار می‌کنید، در واقع از شمشیر دشمن بیشتر گریزان هستید.

این جامعه وقتی به سمت شهرت طلبی، مصرف گرایی و لذت جویی می‌رود، دنبال فقط لذت است و دیگر تن به این نمی‌دهد که در برابر دشمن بایستد، خواه در تابستان یا زمستان. بهانه می‌آورد، بهانه نمی‌آورد.

پس دشمن تلاش کرده است که مردم را به سمت هوای نفس بکشاند و مردم به سمت مادی گرایی بروند. نتیجه این کار دشمن این شده است که خواستن، یعنی همان شهوت و میل و مصرف گرایی و لذت جویی و شهرت طلبی و امثال اینها، جای خودش را به شایستن داده است.

دشمن تلاش کرده است که مردم را به سمت هوای نفس بکشاند و مردم به سمت مادی گرایی بروند. نتیجه این کار دشمن این شده است که خواستن، یعنی همان شهوت و میل و مصرف گرایی و لذت جویی و شهرت طلبی و امثال اینها، جای خودش را به شایستن داده است.

به جای اینکه مردم دنبال ارزش‌های اصیل ایمانی باشند، مثل قناعت، ایثار، حقیقت جویی و امثالهم، اینها را کنار گذاشته و به حاشیه برده‌اند. دشمن با تبلیغ سبک زندگی مادی گرایی، ایمان را در سطح فردی و اجتماعی تضعیف کرده است. این اولین حربه و تاکتیک دشمن برای اینکه بتواند به حکومت امیرالمومنین و امیرالمومنین ضربه بزند.

*بدعت گذاری و جعل حدیث

دومین تاکتیک دشمن، بدعت گذاری و جعل حدیث است. حضرت در اینجا به این موضوع اشاره می‌کنند.

بدعت گذاری به معنای ایجاد احکامی است که با کتاب آسمانی مخالفت دارند. مثلا، یکی از بدعت‌هایی که در عصر و زمانه خود ما دشمن روی آن خیلی سرمایه گذاری کرده است، بی حجابی است. بی حجابی خلاف دین خداست. اگر کسی بخواهد بی حجابی را ترویج کند، در واقع بدعت بی حجابی در جامعه را به وجود می‌آورد.

این بدعت گذاری سبب می‌شود که افراد جامعه گمراه شوند و از مسیر الهی خارج شوند.

در خطبه دویست و دهم نهج البلاغه، امیرالمومنین به احادیثی که در دسترس مردم قرار دارد، اشاره می‌کنند. ایشان می‌فرمایند که احادیثی در دسترس مردم قرار دارد که بعضی‌ حق و بعضی باطل است. بعضی‌ راست و بعضی‌ دروغ است.

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

حضرت راویان را به چهار دسته تقسیم بندی می‌کنند و می‌فرمایند.

دسته اول از راویان را امیرالمومنین اینگونه معرفی می‌کنند:

منافقی که تظاهر به ایمان می‌کند و نقاب اسلام بر چهره دارد، نه از گناه می‌ترسد و نه از آن دوری می‌جوید و از روی عمد دروغ به پیغمبر نسبت می‌دهد.

اگر مردم می‌دانستند که او منافق است و دروغ گوست، از او نمی‌پذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمی‌کردند. ولی با ناآگاهی می‌گویند او از اصحاب پیامبر است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول می‌کنند.

این نشان می‌دهد که دشمنان دین خدا برای اینکه بتوانند به اهدافشان برسند و ضربه به اساس اسلام بزنند، می‌آیند در قالب شخصیت‌های موجهی که در کنار پیغمبر بودند، از آنها استفاده می‌کنند برای زدن دین پیغمبر و در برابر امیرالمومنین افرادی را علم می‌کنند، در برابر امیرالمومنین بدیل درست می‌کردند و این هم تاکتیک دوم دشمنان است.

*استفاده از شخصیت‌های موجه برای زدن دین

اما تاکتیک سومی که دشمنان به کار می‌برند، باز در خطبه چهل و نه نهج البلاغه مولا دو تا تاکتیک دیگر بیان می‌کنند.

مولا می‌فرمایند: «و من یرید أن یضل الناسَ بِمَکرٍ أَیُّ مَکرٍ أَکبَرُ مِنَ التَّصَوُّنِ فِی الدِّینِ وَ تَحسِینِ البَاطِلِ وَ تَزویفِ الحَقِّ»

یعنی کسی که می‌خواهد مردم را با مکر و حیله گمراه کند، بزرگترین مکر و حیله چیست؟ آن است که در دین تصوّن کند، باطل را خوب جلوه دهد و حق را زشت و ناپسند جلوه دهد.

در خطبه ۴۲ امیرالمومنین (علیه السلام) پس از پایان جنگ جمل، به تاریخ ۱۲ رجب، فرمودند:

«ای مردم، از چیزهایی که بیشترین ترس را برای شما ایجاد می‌کند، پیروی از هوای نفس و داشتن آرزوهای طولانی است.»

ایشان در این خطبه، تاکتیک‌های دشمن را بیان می‌کنند که یکی از آنها پیروی از هوای نفس و دیگری داشتن آرزوهای طولانی است.

در این خطبه، مولا علی (ع) به دو تاکتیک مهم دشمن اشاره می‌کنند:

۱. پیروی از هوای نفس: که در خطبه ۵۰ نیز به آن اشاره شده است.

۲. داشتن آرزوهای طولانی: که معمولاً انسان‌ها نمی‌توانند به آنها دست پیدا کنند.

حضرت تاکید می‌کنند که این دو عامل، اثرات منفی دارند:

- پیروی از هوای نفس، انسان را از حق دور می‌کند.

- داشتن آرزوهای طولانی، انسان را از آخرت باز می‌دارد.

این سخنان، حکمت‌های ارزشمندی را برای ما بیان می‌کند تا از این تاکتیک‌های دشمن آگاه باشیم و مسیر حق و آخرت را برای خود هموار کنیم.

بنابراین، مولا علی (ع) در خطبه‌های مختلف نهج البلاغه، به تاکتیک‌های دشمنان اشاره می‌کنند تا مردم آگاه باشند و فریب نخورند.

در این خطبه، حضرت به مردم هشدار می‌دهند که در دام تجمل‌گرایی، اشرافی‌گری و آرزوهای طولانی نیفتند، چرا که این‌ها حربه‌های دشمنان برای گمراه کردن مردم است.

حضرت در خطبه ۱۲۷ نهج البلاغه به تاکتیک چهارم دشمنان اشاره می‌کنند که تفرقه‌افکنی است. ایشان می‌فرمایند که دشمنان دین خدا تلاش می‌کنند تا با ایجاد تفرقه، جلوی حق را بگیرند.

در این خطبه، مولا علی (ع) می‌فرمایند که دو گروه در مورد ایشان هلاک خواهند شد:

۱. دوستانی که در دوستی افراط می‌کنند و به غیر حق کشیده می‌شوند.

۲. دشمنانی که در کینه‌توزی با ایشان زیاده‌روی می‌کنند و به راه باطل می‌روند.

حضرت تاکید می‌کنند که حتی دوستانی که نسبت به ایشان سینه‌چاک هستند، اگر در دوستی افراط کنند، هلاک خواهند شد. این سخن، هشداری است به کسانی که ممکن است در دینداری، افراط کنند و به جای خدمت به اهل بیت (ع)، به مخالفت با ایشان بپردازند.

مولا علی (ع) در نهج البلاغه، به تاکتیک‌های دشمنان برای ایجاد تفرقه و گمراه کردن مردم اشاره می‌کنند. ایشان می‌فرمایند که بهترین مردم نسبت به ایشان، گروه میانه‌رو هستند و از آنها جدا نشوید. همچنین تاکید می‌کنند که همواره با بزرگترین جمعیت‌ها باشید، چرا که دست خدا با جماعت است.

حضرت به شدت با ایجاد تفرقه برخورد می‌کنند و می‌فرمایند که هر کس مردم را به شعار تفرقه و جدایی دعوت کند، باید کشته شود، حتی اگر زیر عمامه ایشان باشد.

دشمنان برای ایجاد تفرقه، تلاش می‌کنند با ایجاد شبهه و تحریف حقایق، مردم را از دین حقیقی و عقلانیت دینی دور کنند. ایشان از چند طریق این کار را می‌کنند:

۱. حمله مستقیم: مثلاً خوارج حضرت را کافر می‌دانستند و امیرالمومنین را رسما متهم به کفر می‌کردند.

۲. تفسیرهای انحرافی: دشمنان تلاش می‌کنند تا با تفسیرهای نادرست و انحرافی، حقایق را تغییر دهند.

۳. نسبی‌سازی حقایق: دشمنان تلاش می‌کنند تا حقایق را نسبی و متغیر جلوه دهند.

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

۴. قرائت‌های ناسازگار با اصالت دین: دشمنان تلاش می‌کنند تا قرائت‌های مختلف و ناسازگار با اصالت دین را ترویج کنند.

مولا علی (ع) در خطبه پنجاه و هشتم، به این تاکتیک دشمنان اشاره می‌کنند و می‌فرمایند که آیا پس از ایمانم به خدا و جهاد کردنم در رکاب رسول خدا، به کفر خود گواهم؟ این جمله نشان می‌دهد که خوارج مستقیم به حضرت حمله ور شده‌اند.

در خطبه ۲۷ نهج البلاغه، مولا علی (ع) به سستی و ضعف اهل کوفه اشاره می‌کنند و می‌فرمایند که شما در برابر حمله دشمنان، سستی و خواری پذیرفتید و اجازه دادید که دشمنان به شهرهای شما حمله کنند و سرزمین‌های شما را تصرف کنند.

حضرت می‌فرمایند که فرمانده معاویه با لشکری وارد شهر انبار شده و فرماندار من، حسان بن حسان بکری، را کشته و سربازان شما را از موضع مرزی بیرون رانده است. همچنین، گزارش رسیده است که لشکریان شام به خانه‌های زنان مسلمان و غیرمسلمان حمله کرده و اموال آنها را غارت برده‌اند، بدون اینکه حتی یک نفر از آنها زخمی یا کشته شود.

حضرت از این حادثه تلخ، اظهار تاسف می‌کنند و می‌فرمایند که اگر یک مسلمان از روی تاسف بمیرد، ملامت نخواهد شد. ایشان همچنین تاکید می‌کنند که این اقدام کوفیان، باعث تفرقه در جامعه اسلامی می‌شود.

در پایان، حضرت با اندوه و غم، به این واقعیت اشاره می‌کنند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، ولی شما در حق خود متفرقید. این سخن، هشداری است به اهل کوفه و جامعه اسلامی برای اینکه از تفرقه بپرهیزند و در برابر دشمنان، وحدت و همبستگی خود را حفظ کنند.

امیرالمومنین (ع) در خطبه ۲۵ نهج البلاغه، به شدت از وضعیت کوفه و تفرقه‌ای که در جامعه اسلامی ایجاد شده است، ابراز ناراحتی می‌کنند. ایشان می‌فرمایند که به دلیل تفرقه، اکنون جز کوفه، هیچ شهری در دست من باقی نمانده است و من فقط می‌توانم کوفه را کنترل کنم.

این وضعیت، نتیجه مستقیم تفرقه و حملات پی در پی دشمنان به شهرهای مختلف حکومت اسلامی است. دشمنان با ایجاد تفرقه، توانستند یکی یکی شهرها و روستاهای تحت اختیار امیرالمومنین را از چنگال ایشان خارج کنند.

همانطور که اشاره کردید، دشمنان برای ایجاد تفرقه، به تفسیرهای انحرافی، جعل حدیث، و نسبی‌سازی حقایق متوسل شدند. آنها حتی به اتهاماتی مانند ریختن خون عثمان به امیرالمومنین متوسل شدند و از طرف دیگر، فشار می‌آوردند که امیرالمومنین قاتلین عثمان را محاکمه کند.

اگر امیرالمومنین بخواهد قاتلین عثمان را محاکمه کند، باید با جمع کثیری از افرادی که در سایه حکومتش هستند، برخورد کند. این امر، نشان‌دهنده تلاش دشمنان برای ایجاد تفرقه و فشار بر امیرالمومنین است.

به طور کلی، این وضعیت نشان می‌دهد که تفرقه و اختلاف، می‌تواند به شدت برای جامعه اسلامی خطرناک باشد و منجر به از دست رفتن قدرت و کنترل شود.

امیرالمومنین (ع) در چندین خطبه از نهج البلاغه، به تهمت‌هایی که به ایشان زده می‌شد، اشاره می‌کنند. در خطبه‌های ۲۲، ۳۰ و ۷۵، حضرت به این تهمت‌ها پرداخته و می‌فرمایند که:

آنان حقی را طلب می‌کنند که خودشان طرح کردند و انتقام خونی را می‌خواند که خودشان ریختند. نسبت به امثال طلحه، زبیر، عایشه و امثال اینها، ایشان می‌فرمایند که:

خونی را که از من طلب می‌کنند، خودشان آن را ریختند.

در خطبه ۳۰، حضرت مجدداً به کشتن عثمان اشاره می‌کنند و در خطبه ۷۵، به تهمت‌هایی که به ایشان زده می‌شد، می‌پردازند.

حضرت در این خطبه‌ها، بنی امیه را متهم می‌کنند که با شناخت روحیات ایشان، عیب‌جویی می‌کنند و به ایشان تهمت می‌زنند. اما امیرالمومنین با اطمینان می‌فرمایند که:

سوابق مبارزاتی من، نادانان را بر سر جای خود می‌نشاند و آنان را از تهمت زدن به من باز می‌دارد.

حضرت همچنین تاکید می‌کنند که:

آنچه خدا به من داده، بیان من رساتر است.

و در پایان، راه شناخت شبهات را در پرتو قرآن کریم می‌دانند و می‌فرمایند که:

بندگان خدا به آنچه در دل دارند، پاداش داده می‌شوند.

بنابراین، مهم‌ترین تاکتیک‌هایی که دشمن به کار می‌برد، عبارتند از:

۱. هواپرستی

۲. بدعت‌گذاری

۳. آرزوهای طولانی

۴. تفرقه‌افکنی

که به چندین شکل و شیوه انجام می‌شود.

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

امیرالمومنین (ع) در رابطه با راهبردهای دشمن که بر پایه فتنه و بی‌اثر کردن مرجعیت و رهبری حق است، فرمودند که دشمنان تلاش می‌کنند تا مرجعیت و شخصیت حضرت را تخریب کنند. آنها با استفاده از استراتژی‌ها و تاکتیک‌های مختلف، سعی در جدا کردن جامعه از امیرالمومنین و ایجاد خودمشغولی در میان مردم دارند.

از جمله راهبردهای دشمن، ایجاد تفرقه، جعل حدیث، و بردن مردم به سراغ آرزوها و خواسته‌های دنیوی است. در این شرایط، امیرالمومنین باید مهم‌ترین نقشه را برای خنثی کردن طرح دشمن بیان کند.

به نظر می‌رسد که در خطبه دویست و شانزدهم نهج البلاغه، امیرالمومنین به این سوال پاسخ داده‌اند.

از جمله راهکارهای مهمی که می‌توان از نهج البلاغه استخراج کرد، توجه به قرآن کریم و بهره‌گیری از آن در شناخت حق و باطل است. همچنین، امیرالمومنین بر اهمیت وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی تاکید دارند و مردم را به دوری از تفرقه و پراکندگی دعوت می‌کنند.

در این راستا، حضرت در خطبه‌های مختلف نهج البلاغه، به تبیین راهکارهای مقابله با فتنه‌ها و جنگ نرم دشمنان پرداخته‌اند که از جمله آنها می‌توان به:

* توجه به قرآن کریم و سنت پیامبر (ص)
* وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی
* پرهیز از تفرقه و پراکندگی
* شناخت حق و باطل

* تقویت ایمان و بصیرت دینی

اشاره کرد.

*راهکارهای امیرالمومنین (ع) برای مقابله با فتنه‌ها

امیرالمومنین (ع) در خطبه دویست و شانزدهم نهج البلاغه، به تبیین مهم‌ترین راهکار برای مقابله با فتنه‌ها و جنگ نرم دشمنان پرداخته‌اند. ایشان فرمودند:

«بزرگترین فریضه و حقی که خداوند بر گردن مردم نهاده است، حق والی (رهبر الهی) بر مردم است. این حق، از جانب خداوند مشروعیت دارد و از طرف مردم مقبولیت دارد.»

حضرت تاکید دارند که اگر مردم این حق را انجام دهند، عامل پایداری و استحکام جامعه خواهد شد. بنابراین، مهم‌ترین راهکار برای مقابله با فتنه‌ها و جنگ نرم دشمنان، توجه به حق رهبر الهی و حمایت از او است.

در واقع، امیرالمومنین (ع) با بیان این مطلب، نقطه مقابل راهبردهای دشمن را به مردم گوشزد می‌کنند. دشمنان تلاش می‌کنند تا رهبر الهی را تخریب کنند، اما حضرت تاکید دارند که مردم باید به حمایت از رهبر الهی بپردازند تا از دام فتنه‌ها نجات پیدا کنند.

بنابراین، می‌توان گفت که مهم‌ترین راهکار برای مقابله با فتنه‌ها و جنگ نرم دشمنان، توجه به حق رهبر الهی و حمایت از او است.
امیرالمومنین (ع) فرمودند که اگر مردم حق رهبر را ادا کنند و زمامدار نیز حق مردم را بپردازد، در این جامعه عزت پیدا می‌کنند و دین نیز عزت می‌یابد. راه‌های دین پدیدار می‌شود، نشانه‌های عدالت برقرار می‌شود، سنت پیامبر پایدار می‌شود و روزگار مردم اصلاح می‌شود. مردم در تداوم حکومت امیدوار می‌شوند و به زندگی امید دارند. دشمن در آرزوهاش مایوس می‌شود.

اما اگر مردم حق رهبر را ادا نکنند و یا حاکم بر مردم ستم کند، وحدت کلمه از بین می‌رود، نشانه‌های ستم آشکار می‌شود، نیرنگ بازی در دین زیاد می‌شود، راه گسترده سنت پیامبر ترک می‌شود، هواپرستی فراوان می‌شود، احکام دین تعطیل می‌شود و بیماری‌های فراوان می‌شود. مردم از اینکه حق بزرگی فراموش شود یا باطن خطرناکی در جامعه رواج پیدا کند، احساس نگرانی نمی‌کنند.

به این ترتیب، امیرالمومنین (ع) تاکید دارند که ادای حق رهبر و حاکم، عامل پیوند ملت و رهبر است و باعث عزت و استحکام جامعه می‌شود. اگر این حق ادا شود، جامعه به سوی عدالت، صلح و پایداری حرکت می‌کند و اگر ادا نشود، جامعه به سوی فساد، ستم و انحطاط حرکت می‌کند.
امیرالمومنین (ع) فرمودند که اگر مردم از رهبر الهی خود اطاعت نکنند و یا زمامداران بخواهند بر مردم ستم کنند، آدم‌های خوب خوار می‌شوند و بدان قدرت پیدا می‌کنند. در این صورت، کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد شد.

حضرت سپس یازده اثر از پیامدهای منفی را که در صورت عدم اطاعت از رهبر الهی و ستم زمامداران بر مردم، در جامعه رخ می‌دهد، بیان می‌کنند.

*مهم‌ترین توصیه‌ای که امیرالمومنین (ع) برای پا به پا داشتن حق الهی دارند، این است که مردم دو کار را انجام دهند:

۱. نصیحت کردن و خیرخواهی کردن نسبت به یکدیگر

۲. امر به معروف و نهی از منکر کردن نسبت به یکدیگر

حضرت تاکید دارند که اگر این واجب در جامعه فراموش شود، کار بسیار سخت خواهد شد. بنابراین، مهم‌ترین راهکار حضرت برای مقابله با جنگ نرم، تاکید بر «اهمیت نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر است.»

به این ترتیب، امیرالمومنین (ع) مردم را به «همکاری، همدلی و حمایت» از یکدیگر دعوت می‌کنند تا جامعه‌ای پایدار و عادلانه داشته باشند.
امیرالمومنین (ع) فرمودند که نصیحت کردن و کمک کردن به یکدیگر، دو تکلیف مهم است. نصیحت کردن عبارت است از توصیه کردن و خیرخواهی کردن نسبت به یکدیگر، و کمک کردن به این معناست که فرد بتواند تکلیف خود را عملیاتی کند.

حضرت تاکید دارند که اگر می‌خواهید نقشه‌های شوم دشمن را خنثی کنید، باید به شدت به همدیگر کمک کنید، همدیگر را نصیحت کنید و تعاون کنید. این مهم‌ترین راهکار امیرالمومنین برای مقابله با جنگ نرم است.

*اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

در حکمت سیصد و هفتاد و چهارم از نهج البلاغه، امیرالمومنین امر به معروف را توضیح می‌دهند. ایشان فرمودند که گروهی منکر را با دست، زبان و قلب انکار می‌کنند. این گروه تمام خصلت‌های نیکو را در خود گرد آورده‌اند.

اما گروه دیگری منکر را با زبان و قلب انکار می‌کنند، ولی اقدام عملیاتی انجام نمی‌دهند. چنین کسی دو خصلت از خصلت‌های نیکو را گرفته و دیگری را تباه کرده است.

بنابراین، امیرالمومنین (ع) تاکید دارند که برای مقابله با منکرات، باید با دست، زبان و قلب اقدام کرد. این مهم‌ترین راهکار برای مقابله با جنگ نرم و حفظ جامعه اسلامی است.

این توصیه‌های امیرالمومنین (ع) با فرمایشات رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر جهاد تبیین و جهاد طویل، هماهنگ است. ایشان تاکید دارند که جهاد تبیین واجب قطعی و فوری است، زیرا اگر در برابر تاکتیک‌های دشمن راهکاری نداشته باشیم، دشمن می‌تواند جامعه اسلامی را از درون از هم بپاشد و راه را برای نفوذ خود مهیا کند.

امیرالمومنین (ع) فرمودند که اگر کسی منکر را با زبان و قلب انکار کند، ولی اقدام عملیاتی انجام ندهد، دو خصلت از خصلت‌های نیکو را تباه کرده و فقط یک خصلت را به دست آورده است.

حضرت سپس فرمودند که برخی منکر را با زبان و قلب و دست رها ساختند، چنین کسی از مردگان در میان زندگان است. تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، مثل قطره‌ای در برابر دریای مواج است.

ولایت ستیزی و مرجعیت‌ستیزی؛ تشریح فتنه‌ در کلام امیرالمؤمنین(ع) و راهکارهای مقابله با آن

یعنی تمام کارهای خود حضرت یک قطره می‌داند و امر به معروف را دریا می‌داند. حضرت تاکید دارند که امر به معروف و نهی از منکر، واجبی است که انجام آن سبب پایداری و استحکام جامعه می‌شود.

حضرت همچنین فرمودند که امر به معروف و نهی از منکر، رزق و روزی را کم نمی‌کند و از مقدار آن نمی‌کاهد. بلکه «سخن حق در پیش روی حاکم ستمکار»، بالاترین کاری است که انسان می‌تواند انجام دهد.

بنابراین، مهم‌ترین راهکار برای مقابله با جبهه باطل و جنگ نرم دشمن، امر به معروف و نهی از منکر، و تعاون و همکاری در این راه است. این‌ها مهم‌ترین راهکارهای امیرالمومنین برای مقابله با جنگ نرم و حفظ جامعه اسلامی است.

* مهم‌ترین توصیه‌های عملی امام به جوانان برای اینکه هدف جنگ نرم دشمن قرار نگیرند چیست؟

شامل توصیه‌های فردی و اجتماعی است.

یقین و باور به ولی:

از نظر توصیه‌های فردی، مهم است که افراد یقین داشته باشند به ولی خودشان و باور داشته باشند به فرموده‌های ولی خودشان. این یقین و باور باعث می‌شود که افراد در مسیر درست حرکت کنند و از گمراهی‌ها جلوگیری کنند.

همانطور که امیرالمومنین فرمودند: «بسا روزه داری که بهره‌ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری خود چیزی جز رنج و بیداری چیزی بدست نمی‌آورد»؛ این نشان می‌دهد که اگرچه ممکن است افراد به ظاهر به عبادات بپردازند، اما اگر یقین و باور به ولی خودشان نداشته باشند، ممکن است از آن عبادات بهره‌ای نبرند.

یا مثلاً فرمودند: «خوشا خواب زیرکان و افطارشان»

این نشان می‌دهد که مومن باید زرنگ باشد و در واقع یقین داشته باشد به ولی خودش.

که این جمله را امیرالمومنین نسبت به خوارج فرمودند.

از طرف دیگر، توصیه‌های اجتماعی نیز مهم است. امام به جوانان توصیه می‌کنند که در جامعه به دنبال ولی خودشان باشند و از او پیروی کنند. همچنین، باید توجه داشته باشند که ممکن است افرادی در جامعه باشند که اهل بندگی خدا باشند، اما در رابطه با ولی جامعه شک و تردید داشته باشند.

در کل، مهم‌ترین توصیه امام به جوانان این است که یقین و باور به ولی خودشان داشته باشند و در مسیر درست حرکت کنند.

توصیه‌های امیرالمومنین به جوانان برای مصون ماندن از جنگ نرم دشمن بسیار ارزشمند است.

صدقه دادن:

توصیه دیگری که حضرت دارند، صدقه دادن است. حضرت در حکمت یکصد و چهل و ششم می‌فرمایند: ایمان خودتان را با صدقه دادن حفظ کنید و در برابر این همه شبهه، تاکتیک‌ها و راهبردهایی که دشمن به کار می‌برد، انسان باید خیلی صدقه بدهد.

توصیه بعدی که امیرالمومنین دارند، علم آموزی است. در حکمت صد و چهل و هفتم، حضرت می‌فرمایند که دست کمیل را گرفتند و سپس فرمودند: «دانش بهتر از مال است، زیرا علم نگهبان توست و مال را تو باید نگهبان باشی». انسان اگر بخواهد در این دوره آخرالزمانی مصون بماند، باید به سراغ علم برود.

همچنین، حضرت در حکمت نود و یک از نهج البلاغه می‌فرمایند: إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ [الْحِکْمَةِ] الْحِکَمِ.

یعنی همانا این دل‌ها مثل بدن افسرده می‌شوند، برای اینکه شادشان کنید، این دل‌هایتان را سخنان حکمت‌آمیز بخوانید و دنبال سخنان حکمت‌آمیز باشید. جامعه ایمانی باید دائماً با کلمات حکیمانه، با قرآن و اهل بیت در ارتباط باشد.

یکی از مشکلات جوانان امروزه این است که آرامش ندارند و به دنبال حکمت نیستند، در حالی که حکمت است که انسان را آرام می‌کند. امیرالمومنین در جای دیگری فرمایند که حکمت گمشده قلب مومن است. توصیه می‌کنم به جوانان که نهج البلاغه را بخوانند، چرا که این کتاب حاوی کلمات حکمت‌آمیز است که می‌تواند دوستان را در برابر شبهات و تحریفات دشمن نجات دهد.

همانطور که رهبر انقلاب فرمودند، نهج البلاغه باید خوانده شود. این کتاب می‌تواند راهنمای خوبی برای جوانان باشد.

توصیه بعدی امیرالمومنین حق جویی و حق گویی است. در خطبه ششم از نهج البلاغه، مولا امیرالمومنین می‌فرمایند: «به خدا سوگند، از آگاهی‌های لازم برخوردارم، هرگز غافلگیر نمی‌شوم که دشمنان ناگه مرا محاصره کنند و با نیرنگ دستگیرم نمایند.»

امیرالمومنین همچنین می‌فرمایند که همواره به یاری انسان حق‌طلب بر سر آن کس می‌کوبم که از حق روی گردان است و با یاری فرمانبر مطیع نافرمان اهل تردید را در هم می‌شکنم تا آن روز که دوران زندگی من به سر آید.

پس سوگند به خدا، من همواره از حق خودم محروم ماندم و از هنگام وفات پیامبر تا امروز حق مرا از من بازداشتند و به دیگری اختصاص دادند. دلیل این امر این است که کسانی که حق‌طلب و حق‌گو باشند در جامعه متاسفانه وجود ندارند.

یکی دیگر از توصیه‌های امیرالمومنین در حکمت اول نهج البلاغه بیان شده است. مولا در حکمت اول نهج البلاغه توصیه می‌کنند که در فتنه‌ها چنان شتر در فتنه‌ها چنان شتر دو ساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی تا او را بدوشند.

در فتنه‌ها، یکی از وظایف مومنان این است که اجازه ندهند فتنه‌گران از آنها سوء استفاده کنند. این به معنای کنار کشیدن نیست، بلکه به معنای هوشیار بودن و جلوگیری از بهره‌برداری فتنه‌گران از مومنان است.

امیرالمومنین در حکمت هیجدهم فرمودند: "قَالَ (علیه السلام) فِی الَّذِینَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ: خَذَلُوا الْحَقَّ، وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِلَ.

یعنی کمک نکردن به حق باعث خوار شدن حق می‌شود. بنابراین، مومنان باید در فتنه‌ها هوشیار باشند و از حق حمایت کنند.

توصیه دیگر امیرالمومنین در نامه چهل و پنجم این است که می‌فرمایند: «اوَ لکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَع وَ اجْتِهَاد، وَ عِفَّة وَ سَدَاد»

مولا می‌فرمایند که اگر می‌خواهید به من کمک کنید، راه کمک کردنتان به من این است که:

۱. اهل ورع باشید؛ یعنی مواظب باشید و علاوه بر انجام واجبات، مستحبات را هم انجام دهید و علاوه بر ترک محرمات، مکروهات را هم ترک کنید.

۲. اهل اجتهاد باشید؛ یعنی تلاش و کوشش کنید و تنبل نباشید. مومنان باید پرکار و پرتلاش باشند، مثل شهید سلیمانی که می‌گفت چهل سال من نخوابیدم.

۳. عفت داشته باشید؛ یعنی جامعه باید پاکدامن باشد و مومنان نباید به راحتی از راه راست خود منحرف شوند.

۴. سداد داشته باشید؛ یعنی مومنان باید استوار و ثابت قدم باشند و از راه راست خود منحرف نشوند.

با عمل به این توصیه‌ها، می‌توان در برابر فتنه‌ها ایستادگی کرد و از حق حمایت کرد.

* حق‌گویی و مشورت در عدالت

امیرالمومنین در خطبه دویست و شانزدهم، دو توصیه مهم به مومنین دارند:

۱. کوچک شمردن غیر خدا: حضرت فرمایند که غیر خدا را کوچک بشمارید و به آن اهمیتی ندهید.

۲. گفتن حق و مشورت دادن در عدالت: حضرت می‌فرمایند که حق را بگویید و در عدالت مشورت دهید. البته نه اینکه مولا نیاز به مشورت دارد، بلکه حضرت راه را به جامعه نشان می‌دهد که نسبت به حکومت اسلامی، حق را بگویید و مشورت دهید.

در خطبه دویست و پنج، حضرت به همین نکته اشاره می‌کنند که نیاز به مشورت ندارند، اما راه را به جامعه نشان می‌دهند.

در حوزه اجتماعی، یکی از توصیه‌های مهم امیرالمومنین بحث وحدت است.

در خطبه یکصد و بیست و هفتم، حضرت می‌فرمایند که هر کسی مردم را به شعار تفرقه و جدایی دعوت کند، او را بکشید، حتی اگر زیر عمامه من باشد.

همچنین در خطبه سی و چهارم، حضرت به بحث وحدت پرداخته و نکاتی را بیان می‌کنند که جامعه اسلامی باید با هم وحدت داشته باشند و نباید تفرقه داشته باشند.

پس باید گفت، جامعه اسلامی باید در برابر جنگ دشمن آماده باشد.

نکته پایانی این است که اولا در برابر دشمن باید بصیرت داشت و با بصیرت وارد شد.

دوم اینکه آمادگی برای جنگ با دشمن را باید مومنین داشته باشند.

در خطبه سی و چهارم، مولا امیرالمومنین به این موضوع اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «هرگاه شما را به جهاد با دشمنانتان دعوت می‌کنم، چشمانتان از سر ترس در کاسه می‌گردد». گویا ترس از من عقل شما را ربوده و چون انسان‌های مست از خود بیگانه شده، حیران و سرگردانید. گویا عقل‌های خود را از دست داده و درک نمی‌کنید."

حضرت ادامه می‌دهند: «من دیگر هیچگاه به شما اطمینان ندارم و شما را پشتوانه خود نمی‌دانم. شما یاران شرافتمندی نیستید که کسی به سوی شما دست دراز کند. به شتران بی‌ساربان می‌مانید که هرگاه از یک طرف جمع‌آوری گردید، از سوی دیگر پراکنده می‌شوید.»

«به خدا سوگند، شما وسیله خوبی برای افروختن آتش جنگ نیستید. شما را فریب می‌دهند، ولی فریب دادن را نمی‌دانید و متوجه نیستید که دارند فریب‌تان می‌دهند. سرزمین شما را پیاپی می‌گیرند و شما پروا ندارید. چشم دشمن برای حمله، چشم دشمن برای حمله شما خواب ندارد، ولی شما در غفلت به سر می‌برید.»

«به خدا سوگند، شکست برای کسانی که دست از یاری یکدیگر می‌کشند. به خدا سوگند، گمان می‌کنم اگر جنگ سخت درگیر شود، به حرارت و سوزش مرگ شما را در برگیرد و از اطراف فرزند ابوطالب همانند جدا شدن سر از تن جدا و پراکنده می‌شوید.»

به خدا سوگند، آن که دشمن را بر جان خویش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد و استخوانش را بشکند و پوستش را جدا سازد، ناتوانی‌اش بسیار بزرگتر و قلب او بسیار کوچکتر و ضعیفتر است.

این در رابطه با این است که باید آماده باشید برای جنگیدن با دشمن. اما این جنگیدن با دشمن هم نیاز به بصیرت دارد.

بصیرت باید داشت در برابر این جنگ دشمن، چه جنگ نظامی باشد، چه جنگ فرهنگی باشد، هر نوع جنگی که دشمن بخواهد به جامعه تحمیل کند، باید بر اساس بصیرت باشد.

* آمادگی برای جنگ نرم دشمن:

مولا در نامه سی و چهارم از نهج البلاغه خطاب به محمد بن ابی بکر می‌فرمایند:

فَأَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ وَ امْضِ عَلَی بَصِیرَتِکَ وَ شَمِّرْ لِحَرْبِ مَنْ حَارَبَکَ وَ ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ،

یعنی با بصیرت و آگاهی‌های لازم به سمت دشمن حرکت کن.

حضرت می‌فرمایند: «با کسی که با تو در جنگ است آماده پیکار باش»

یعنی هم باید در برابر دشمن توصیه‌ای که حضرت دارد این است که بصیرانه وارد شد و در برابر دشمن باید آماده پیکار با دشمن باشیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha